
تفاوت بین قدرت روان و سلامت روان را میدانید؟ این دو گاهی بهجای هم استفاده میشوند اما با هم فرق دارند. یکی از تعاریف رایج سلامت روان نبود بیماری و مشکلات روحی و روانی است. اما واقعیت این است که نداشتن افسردگی، اضطراب یا اختلالات و مشکلات دیگر به این معنی نیست که روان قدرتمندی دارید. قدرت روانی به معنای توانایی فکرکردن، حسکردن و داشتن فعالیتهای عملکردی مطلوب در زندگی است.
تفاوت بین قدرت روان و سلامت روان ؛ نگاهی دقیقتر

برای اینکه تفاوت بین قدرت روانی و سلامت روان را بهخوبی متوجه شوید، بهتر است که به مقایسهای مانند سلامت جسم و قدرت جسمانی توجه داشته باشید. هرچقدر که ماهیچههای قویتری داشته باشید، سلامت جسمانیتان ارتقا پیدا خواهد کرد. اما داشتن چنین ماهیچههایی هیچگاه تضمینی قطعی بر هرگز بیمارشدن نیست و امکان دارد که مثلا علیرغم داشتن ماهیچههایی قوی، کلسترولتان بالا برود.
برعکس این هم صادق است؛ یعنی زمانی که دچار یک بیماری یا مشکل جسمانی هستید، همچنان میتوانید به باشگاه بروید و ورزش کنید. حالا به سراغ قدرت روانی و سلامت روان میرویم. تمریناتی که قدرت روانی را میسازند و تقویت میکنند به بهبود و ارتقای وضعیت سلامت روان هم کمک خواهند کرد. و از سوی دیگر، سلامت روان بهتر به رشد قدرت روان هم کمک میکند.
اجازه بدهید که بهطور دقیقتر درباره هریک از این دو حالت توضیحاتی ارائه دهیم:
قدرت روان
- به توانایی رویارویی با احساسات منفی گفته میشود. کسی که از نظر روانی قدرتمند است، در چنین شرایطی میتواند راهکارهای سالم و درستی برای برونرفت از وضعیت نامطلوب به کار بگیرد.
- به درک و شناخت احساسات خود گفته میشود. کسی که احساسات و عواطف خود را بهخوبی میشناسد، قدرت روانی بالایی دارد.
- به شیوه کنترل و مدیریت احساسات گفته میشود. کسی که قدرت روانی بالایی دارد، بهخوبی میداند که چه زمانی باید ترمز برخی از احساساتش را بکشد و گاهی به آنها میدان بدهد.
سلامت روان
- سلامت روان در غیاب بیماریها و اختلالات روانی وجود خواهد داشت. مثلا از جمله اختلالات روانی میتوان به افسردگی یا وسواس اشاره کرد.
- به حالت کلی روان و روح گفته میشود؛ زمانی که مشکلی از درون از نقطهنظر روانی شما را آزار ندهد، یعنی سلامت روان دارید.
سه بخش مهم قدرت روانی
قدرت روانی شامل سه بخش است:
تفکرکردن
فکرکردن یعنی توانایی تجزیهوتحلیل مسائل مختلف در چارچوب عقلانیت. کسی که قدرت تفکر دارد، بهسادگی میتواند افکار غیرمنطقی را از موارد منطقی تشخیص بدهد و تصمیمگیریهای درست داشته باشد. مثلا گاهیاوقات با خودمان نامهربان میشویم و شروع به مواخذه شدید خود میکنیم. در این مواقع، اگر قدرت فکرکردن را به کار بگیریم، با خودمان راه خواهیم آمد، مشکل و مساله را بررسی میکنیم و میتوانیم راهکارهای مفید و مناسب را تشخیص بدهیم و شناسایی کنیم.
احساسکردن
قدرت روانی به معنای این نیست که احساسات خود را نادیده بگیرید یا دردهایتان را انکار کنید. اتفاقا، احساسکردن بخش مهمی از قدرتمندی روان است و باید تمام احساسات و عواطف خود را بشناسید و آنها را بپذیرید و بررسی کنید. در این صورت است که میتوانید آنها را مدیریت نمایید و راهکاری برای مشکلات احساسی خود به دست بیاورید.
اقدامکردن
یکی از مهمترین ابعاد قدرت روانی توانایی اقدامکردن است. اقدامات مفید و سازندهای که در زندگی انجام میدهید، به شما کمک میکند که قدرت روانتان را افزایش بدهید. مثلا ورزش کردن زمانی که بدنتان خسته است و فکر میکنید که حوصله این کار را ندارید، نوعی اقدام است که به قدرتمندشدن روانتان کمک شایانی میکند.
نکته مهم درباره قدرت روان
شیوه تفکرتان روی احساساتتان اثر میگذارد. رفتارهایتان روی شیوه فکرکردنتان اثر میگذارد. میان جسم و روان هم ارتباطاتی وجود دارد. در نتیجه فکر، احساس و رفتارها در یک زنجیره به هم متصل میشوند.
شیوه تقویت قدرت روح و روان
برای اینکه بتوانیم روحیه و روانمان را تقویت کنیم، راههای مختلفی وجود دارد. از جمله این روشها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

تمرینهای شناختی
تمرینهای شناختی استراتژیهایی هستند که به شما کمک میکنند تا متفاوت بیاندیشید. این تمرینها شامل هر چیزی میشوند که به شما کمک میکند که مثبتتر فکر کنید و قاب افکار منفی را تغییر بدهید و از رنگ سیاه به سفید عوض کنید. حتی واقعبینانهاندیشی هم از تمرینهای شناختی حساب میشود. از جمله تمرینهای شناختی این است که با خودتان مانند یک دوست معتمد درد دل کنید. روزانه درباره احساسات و افکارتان بنویسید و بابت چیزهای خوب و نعمات مختلف شکرگزار باشید.
تمرینهای احساسی
تمرینهای احساسی شما را نسبت به خودتان آگاهتر میکنند. در واقع، نوعی مدیریت و کنترل درباره احساس را به شما تقدیم میکنند. مواجهه با احساسات بد یا کنترل شدت احساسات از جمله دستاوردهای این تمرینات است. از جمله تمرینهای احساسی این است که شناخت دقیقی از احساساتتان بهدست بیاورید و آنها را تعریف کنید.
زمانی که بدانید در چه حسوحالی هستید و دچار چه عواطفی شدهاید، خودآگاهتر میشوید و در نتیجه کنترل روانتان هم بهتر صورت میگیرد و قدرتمند میشوید.
تمرینهای رفتاری
تمرینهای رفتاری هم شامل اقداماتی میشوند که انجامشان برایتان در زندگی خوشایند و مفید هستند. برای مثال شرکت در کلاسها و تفریحاتی که دوست دارید و برایتان خوشایند است، روح و روانتان را قوی میکند. کنترلکردن رفتارها و اقداماتی که حسوحال منفی به شما میدهند هم از جمله تمرینهای رفتاری مناسباند.
سخن آخر
بیشتر افراد متوجه تعریف درست قدرت روح و روان نیستند. مثلا فکر میکنند که گریهنکردن یا نادیدهگرفتن برخی از عواطف به معنای قدرتمندی روح و روان است. اما اینطور نیست. قدرت روان به معنای کنترلداشتن بر احساسات و مدیریت صحیح آنهاست. برای نمونه، این تصور اشتباه را باید کنار گذاشت که افراد قدرتمند از کسی کمک نمیگیرند. افراد قدرتمند از نظر روحی، کسانی هستند که میدانند باید چطور احساس و فکر خود را با رفتارشان متناسب کنند و زندگی را بیدغدغه و شاد بگذرانند.
برای رسیدن به چنین نقطهای، نیاز به مطالعه و تمرین وجود دارد. باید روانتان را تمرین بدهید و یاد بگیرید که چطور احساس و فکر را در راستای رفتار تربیت کنید. کسی که بتواند این سه را در یک صف با هم هماهنگ کند، از قدرت روحی بالایی برخوردار خواهد بود. شما هم به تفاوت میان قدرت روح و سلامت آن دقت داشتهاید؟ متوجه بودید که این دو، مقولههایی جدا از هم هستند؟ تمرینی برای تقویت روانتان بلد هستید؟ با ما در میان میگذارید؟
برگرفته از: https://www.verywellmind.com
دیدگاهها (0)