
تا به حال دچار این حالت شدهاید که از خودتان بدتان بیاید و دچار نفرت شوید؟ نفرت از خود حس بسیار بدی است و اصلا خوشایند نیست. اگر از خودتان بدتان بیاید، جایی برای رشد و پیشرفت در زندگی پیدا نخواهید کرد و اگر دچار مشکلات دیگری مانند اضطراب و افسردگی باشید، هیزم به آتش آنها خواهید ریخت. برای کنارآمدن با این مشکل لازم است که راههای مقابله با نفرت از خود را یاد بگیریم. در این مقاله از راهکارهایی در این زمینه خواهید خواند.
نشانههای نفرت از خود چیست؟

افکار منفی درباره خود برای همه وجود دارد. همه ما گاهی خود را سرزنش میکنیم و از دست خودمان ناراحت میشویم اما باید دقت کرد که اگر این حس بهشدت زیاد و غیرقابلکنترل باشد، دیگر مشکلی جدی خواهد بود که باید پیگیری شود. از نشانههای نفرت از خود میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
نگاه صفر و یکی به قضایا
یکی از نشانههای دوستنداشتن خود این است که دیگر نگاه خاکستری را در زندگی از یاد میبریم و به همه چیز به شکل صفر یا ۱۰۰ نگاه میکنیم. مثلا اگر در کاری اشتباه کنیم یا نتوانیم به درستی وظیفهمان را انجام بدهیم، خودمان را کاملا بازنده میبینیم و اصلا یادمان میرود که تواناییهایی داریم که به مددشان میتوانیم کارهای مهمی انجام بدهیم. در واقع، نفرتداشتن از خود باعث میشود که بیرحمانه خود را قضاوت کنیم و خوبیهایمان را نبینیم.
تمرکز بر ابعاد و جنبههای منفی
یکی دیگر از نکات منفی درباره نفرت از خود این است که فرد انرژی درونی اندکی برای گشتوگذار در دنیا پیدا میکند و دیگر با تکیه بر روحیه درونی نمیتواند به کشف شادمانه دنیا بپردازد. در نتیجه چه میشود؟ همهچیز را سیاه و منفی میبیند. تمرکز بر ابعاد و جنبههای منفی ترمزی است که زندگی را از ورود به ریتم شاد لحظهها دور میکند.
تلاش برای اثبات خود
زمانی که از خودمان بدمان میآید و نفرت وجودمان را فرامیگیرد، از درون احساس خلأ میکنیم و دیگر روحیه کافی برای تایید خود نداریم. از درون پوچ و خالی میشویم و به خاطر نداشتن اعتماد به نفس، مدام به دنبال تایید دیگران میگردیم. تلاش برای اثبات خود از جمله نشانههای کسی است که از خودش خوشش نمیآید. پس برای ادامهدادن به هر کاری نیاز دارد که دیگران او را تایید کنند.
عدم پذیرش تعریف و تمجید
کسی که از خودش خوشش نمیآید و احساس میکند که به اندازه کافی ارزشمند نیست، در زمان شنیدن تعریف و تمجید دیگران هم نمیتواند حرفهای آنها را بپذیرد. چنین فردی فکر میکند که دیگران در تعریفهای خود با او صادق نیستند یا تعارف بیجا میکنند. نپذیرفتن تعاریف دیگران از خود یا احساس بدی پیداکردن نسبت به این موضوع اصلا و ابدا طبیعی نیست. اگر شما هم در مواجهه با تمجیدهای دیگران، احساس خوبی پیدا نمیکنید، باید نگاهی عمیق به خود بیاندازید و بدانید که جایی از کارتان لنگ میزند.
احساس حسادت نسبت به دیگران
کسی که نفرت از خود را تجربه میکند، احتمالا به حسادت هم اجازه ورود به زندگیاش را میدهد. چرا؟ چون خود را لایق کامیابی نمیبیند، نسبت به موفقیتهای دیگران هم احساس بد پیدا میکند. حسادتکردن به دیگران راهی است برای تسکین کمبودهای خود. حسادت احساسی بسیار مخرب و منفی است و باید سریع کنار گذاشته شود.
دلایل احساس نفرت نسبت به خود
دلایل متعددی میتوانند موجبات شکلگیری نفرت در وجود آدمی را فراهم کنند. برای مثال به موارد زیر دقت و توجه کنید:
- حوادثی مانند تصادف رانندگی؛ گاهی تصادفکردن و مثلا زخمی کردن افراد دیگر و فوت آنها به واسطه خطای رانندگی باعث میشود که آن فرد نسبت به خودش احساس نفرت پیدا کند.
- وجود افراد سمی در زندگی؛ برخی از افراد سعی دارند که دیگران را تحقیر کنند یا ناکامیهایشان را در زندگی مدام به آنها یادآوری کنند. اینها میتوانند موجب شکلگیری نفرت از خود شوند.
- روابط عاطفی اشتباه؛ گاهی ورود به رابطهای عاطفی که در آن فرد مقابل برای یارش ارزش و احترام قائل نیست هم باعث میشود که احساساتی منفی مانند بیارزشبودن در وجود یک شخص پا بگیرد.
- تجربههای تلخ کودکی؛ کسی که در دوران کودکی تحت تعلیمات تربینی سختگیرانه قرار داشته و مدام سرزنش میشده هم به احتمال زیاد در بزرگسالی از خودش استقبال نمیکند.
نتایج و عوارض نفرت از خود چیست؟
کسی که از خود متنفر است، به زمینههای جدید برای توسعه فردی پا نمیگذارد. او از کسب تجربههای تازه گریزان است و فکر میکند که به اندازه کافی توانمند نیست و نمیتواند در زمینههای مختلف خوب عمل کند. او روی خودش حساب نمیکند و این خیلی بد است.
عزت نفس و اعتماد به نفس افراد متنفر از خود بسیار پایین است. آنها از دورن احساس پوچی میکنند و ارزش زیادی برای خودشان قائل نیستند. نتیجه چنین حس و حالی اصلا خوب نیست. چرا؟ چون همیشه افراد سمی و سودجویی وجود دارند که از حال خراب دیگران برای رفع عقدههایشان استفاده میکنند. سمیها و سودجوها از افرادی که عزت و اعتماد به نفس ندارند، سواستفاده میکنند.
چه باید کرد؟

اگر نفرت از خود را تجربه میکنید و خود را دوست ندارید، باید سریعتر وارد عمل شوید و نگاهی عمیق به زندگیتان بیاندازید. اوضاع را رصد کنید و احساساتتان را درباره خود یادداشت نمایید. این کار باعث میشود که به احساسات و افکارتان درباره خود اشراف بیشتری پیدا کنید و در نتیجه برای کشف راهکارها برای خروج از وضعیت نامساعدتان اقدام کنید. زمانی که بدانید که چه حسهای منفی و افکار بدی نسبت به خود پیدا کردهاید، آستینها را برای رفع آنها بالا خواهید زد.
به خودتان اهمیت بدهید و باور کنید که همه ما انسانها ارزش داریم. زمانی را برای رسیدن به خود و مدیتیشن کنار بگذارید. رفتوآمدتان را با آدمهایی زیاد کنید که دوستتان دارند، مودباند و برایتان ارزش قائل میشوند. معاشرت با آدمهای مثبت و خوشانرژی روحیهتان را بهشدت تغییر میدهد و به شما هم الگویی برای مثبتاندیشی ارائه میکند.
اگر هم نفرت از خود بیش از حد آزارتان میدهد، حتما با مشاوران حوزه فردی در ارتباط و تماس قرار بگیرید. یادتان نرود که فقط غیرممکن، غیرممکن است و همیشه راهی برای نجات و بهتر زندگیکردن وجود دارد. فقط باید دقیق باشیم و مسیر درست را پیدا کنیم. قبول؟ ما فقط خودمان را داریم. پس باید به وجودمان تکیه کنیم و رشد و سعادت را در آغوش بکشیم.
برگرفته از: https://www.verywellmind.com
دیدگاهها (0)