
آزمایش های رفتاری چیست؟ روانشناسان گاهی مراجعان خود را تشویق میکنند که آزمایشهای رفتاری انجام بدهند. این روش، راهکاری قوی در راستای رفتاردرمانی شناختی است. معنای آن چیست؟ معنای آن آزمونها و اقداماتی است که به فرد نشان میدهد، فرضیاتش لزوما درست نیستند. افکار و عقاید شما لزوما همیشه درست نیستند. اما همیشه راه تغییر باز است. حال اگر روی عقاید و افکار اشتباه خودتان اصرار کنید، مشکلات زیادی در مسیر زندگی برایتان بهوجود خواهد آمد.
آزمایش های رفتاری چیست؟

همانطور که گفته شد، آزمایش های رفتاری به معنای بررسی عقاید و افکار است. گاهی نیاز به تغییر وجود دارد. برای مثال، کسی که معتقد است، فردی بیخواب است، احتمالا با آزمایشهای رفتاری مختلف سعی دارد به استراتژیهایی برسد که به خوابیدن بهتر او کمک میکنند. مثلا ورزشکردن در صبحگاه یا خاموشکردن تلویزون و موبایل و… یکساعت قبل از خوابیدن. به این کارها و تلاشها آزمایشهای رفتاری میگویند.
متخصصان رفتاردرمانی شناختی به افراد کمک میکنند که از مشکلات، افکار، احساسات و عقاید خود درباره مشکلات و مسائلی که دارند باخبر شوند. به کمک روانشناسان افراد متوجه میشوند چه افکار و الگوهای فکری آنها را به سمت یک مشکل و مسأله در زندگیشان سوق میدهد.
گام بعدی که روانشناسان انجام میدهند، این است که به افراد کمک میکنند تا افکار غیرمنطقیشان را کنترل کنند و کنار بگذارند. روش کار چیست؟ در آزمایش های رفتاری افراد را تشویق میکنند تا به جای افکار و راهکارهای فعلی موجود در زندگیشان برای رفع مشکلات و کارهای مختلف به روشهای جایگزین فکر کنند.
چرا به آزمایش های رفتاری نیاز داریم؟
روانشناسان معمولا بهدنبال پرسیدن سوالاتی از مراجعان خود هستند که به آنها کمک میکند استثنائات را در قوانین و فرضیات ذهنی و زندگی خود کشف کنند. مثلا اگر فردی به شکلی جدی معتقد است که فردی دوستداشتنی نیست و هیچکس دوستش ندارد، روانشناسان تاکید میکنند که موارد استثنا را در زندگیاش پیدا کند.
این باعث میشود که فرد متوجه شود، افکارش مطلق نیستند و همیشه از صحت کافی برخوردار نیستند. البته رساندن یک فرد به چنین مرحلهای اصلا کار سادهای نیست. چرا؟ چون اصولا انسانها مدام به دنبال این هستند که شواهد و استدلالهایی برای عقاید و افکار خود پیدا کنند.
مثلا شخصی که گمان میکند، هیچکس دوستش ندارد، تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا این عقیده را به خودش در موقعیتهای مختلف ثابت کند. برای مثال، زمانی که شخصی او را به مهمانی دعوت میکند، این را مثال نقضی بر عقاید خود درباره دوستداشته نشدن در نظر نمیگیرد. بلکه معتقد است که چنین دعوتی از سر دلسوزی و ترحم بوده است.
بنابراین، همه ما به آزمایش های رفتاری نیاز داریم تا بتوانیم تفکرات اشتباه خود را در زندگی اصلاح و آرامتر و بهرهورتر زندگی کنیم. برای تغییر افکار نباید روی عقاید خود اصرار بورزیم و از روی واکنشهای دیگران نتیجهگیری کنیم. باید تعصبها را کنار بگذاریم و بدانیم که دلایل متعددی در ابراز واکنشهای افراد و رخداد وقایع مختلف نقش دارند. اگر به این مرحله نرسیم، با مُشتی عقاید نادرست زندگی را در مسیرهای اشتباه و پر از سوتفاهم سپری خواهیم کرد.
روند آزمایش های رفتاری چیست؟
روند آزمایش های رفتاری میتواند به شکلهای مختلف پیش برود. باوجود روشهای مختلفی که برای پیشبرد روند آزمایش های رفتاری وجود دارد. مراحل زیر در این روند ثابت است:
- مشخصکردن مشکل و مساله بیمار به شکلی دقیق و مشخص برای واضحشدن مسیر درمان؛
- استفاده از روش طوفان فکری با همراهی بیمار برای تولید ایدههای مناسب برای رفع مشکل و مساله؛
- پیشبینیکردن نتیجه مطلوبی که قرار است به آن دست پیدا شود و بررسی نتایج و عواقب آن؛
- بررسی چالشهای پیش رو برای کنارگذاشتن عقاید اشتباه؛
- هدایت مسیر آزمایشهای رفتاری؛
- بررسی نتایج و انجام اقدامات تکمیلی.
مُراجع و روانشناس با هم در کنار یکدیگر اقدام به انجام آزمایش های رفتاری میکنند تا نتیجه تفکرات اشتباه را رفع کنند و بتوانند تعصبات بیهوده و عقاید اشتباه را از زندگی کنار بگذارند.
مثالها درباره آزمایش رفتاری چیست؟
برای درک بهتر آزمایش های رفتاری به سراغ ارائه مثالهایی رفتهایم که به شما کمک میکنند، این روند را بهتر بشناسید. مثلا:
مثال نخست
مثلا زنی که فکر میکند، تنها در صورتی از سوی اجتماع و دیگران پذیرفته و دوست داشته میشود که از هر نظر کامل باشد، دچار خطایی فکری است. این ایدئالگرایی در او موجبات استرس و تشویش فراوان را برایش فراهم میکند. روش درمان از طریق آزمایش رفتاری برای او میتواند اینطور باشد که به عمد چند رفتار اشتباه و نقص در رفتارها و عملکردهایش راه بدهد تا کمکم وسواس کمالگرایی از او حذف شود. مثلا، برای دوستانش پیامهایی بفرستد که در آنها غلط و اشتباه وجود دارد. این روند به او ثابت خواهد کرد که لزوما کامل و بینقصبودن نیست که باعث میشود دیگران دوستش بدارند و تحسینش کنند.
مثال دوم
مردی را در نظر بگیرید که اجتماعی نیست و از حضور در جمع میهراسد. چنین فردی فکر میکند که نمیتواند در جمع حضوری فعال و جذاب داشته باشد. برای همین همیشه گوشهگیر است یا در اجتماعات حاضر نمیشود. برای اینکه با آزمایش های رفتاری با چنین افکاری در این مرد مقابله شود، روندی درمانی در نظر گرفته میشود. طی این روند، او باید هر هفته در تعدادی مراسم یا جمعهای شلوغ شرکت کند و دستکم با ۵ نفر حرف بزند و سر صحبت را باز کند. او کمکم یاد میگیرد که مهارت برقراری ارتباطات اجتماعی با دیگران از او دور نیست و باید افکارش را نسبت به خود دور بریزد و عملکرد و عقاید تازهای را رو کند.
مثال سوم
خانمی فکر میکند که همسرش ممکن است در شبکههای اجتماعی با زنهای دیگر ارتباط برقرار کند و وارد مکالمه شود. برای همین، مدام شبکههای اجتماعی او را چک و استرس زیادی را تجربه میکند. این تفکر اشتباه است و آرامش زندگی را از او سلب کرده. پس راه حل چیست؟ آزمایش های رفتاری به او توصیه میکنند که این کار را متوقف کند و ببیند که همچنان استرس و اضطراب پیشین در وجودش هست یا خیر. در واقع، آزمایش های رفتاری در تلاش هستند تا به آدمها یاد بدهند که جور دیگری فکر کنند و هر مشکل و مساله را از زاویههای مختلفی ببینند.
مثال چهارم

مردی شبها بیخواب میشود. بعد از بیداری از رختخواب بیرون میآید و پای تلویزیون مینشیند. آنقدر تلویزیون میبیند که خوابش میبرد. چنین فردی با این الگو همیشه به خواب میرود و احتمالا آسایش کافی هم ندارد. اما عادتی است که در او بهوجود آمده. حال، توصیه آزمایش های رفتاری به او این است که شگرد دیگری را برای خوابیدن در نظر بگیرد تا متوجه شود که لزوما با نشستن پای تلویزیون نیست که میتواند به خواب برود و هزار و یک کار دیگر هم وجود دارد که میتوانند مشکلش را رفع کنند. برای مثال، خواندن چند صفحه کتاب را جایگزین این روند کند تا با الگوهای ثابت ذهنی خود مقابله نماید و یاد بگیرد که تعصبورزی را کنار بگذارد.
در آخر
برای کنار گذاشتن تعصب و اصرارورزی به عقاید خود باید به فکر استفاده از آزمایش های رفتاری باشید. یاد بگیرید که این دنیا برای کسانی که منعطف نیستند، دستاوردهای جالبتوجهی ارائه نمیکند. اگر نمیدانید که برای کنارآمدن با تفکرات متعصبانه خود باید چه کنید، از روانشناسها و درمانگرها کمک بگیرید. یاد بگیرید که میتوان متفاوت اندیشید و فکرکردن قالبی و کلیشهای دشمن رشد و پیشرفت است.
برگرفته از:https://www.verywellmind.com
عالی بود