
خلاقیت خوب است؛ این را همه میدانند. اما شاید همه دقیق و درست ندانند که منظور از این کلمه چیست، چه تعریفی دارد و چطور میتواند در زندگیمان اثرگذار باشد. خلاقیت در روانشناسی چطور معنا میشود؟ مطالعه و تحقیق روی فرایند خلاقیت کار سادهای نیست. نه تنها این موضوع بسیار پیچیده و دشوار است، بلکه روانشناسان و کارشناسان هم درباره تعریف آن اتفاق نظر ندارند. در این مقاله از خلاقیت در روانشناسی بیشتر خواهید خواند.
مولفههای خلاقیت در روانشناسی را میشناسید؟

دو مولفه مهم و اساسی خلاقیت به شرح زیر هستند:
- اصالت؛ خلاقیت باید اصیل باشد نه تکراری از ایدههای قبلی و موجود.
- کاربردیبودن؛ ایدههایی خلاقانه هستند که درجاتی از کاربرد و مفیدبودن را ارائه کنند. در غیر این صورت، هجو و زائد خواهند بود.
پس زمانی میتوان به چیزی خلاقیت را نسبت داد که این دو مولفه اصلی و اساسی را دارا باشند.
چه موقع خلاقیت رخ میدهد؟
از نظر برخی کارشناسان در حوزه خلاقیت در روانشناسی این موضوع یعنی خلاقیت میتواند در موقعیتهای مختلفی به شرح زیر رخ بدهد:
- خلاقیت به شکل ایدههای خاص و عجیب از بعضی از افراد سر میزند.
- خلاقیت به شکل دیدگاهها و جهانبینیهایی بکر و تازه در بعضی از افراد ظهور پیدا میکند.
- خلاقیت به شکل اختراعات و ایدههایی جهانگیر و کاربردی در میان همه مردم دنیا از سوی بعضی از افراد مطرح میشود.
انواع خلاقیت در روانشناسی چیست؟
روانشناسان برای بررسی بهتر خلاقیت مایلند تا انواع آن را شناسایی و تعریف کنند. بنا به مدلی در روانشناسی، خلاقیت ۴ نوع است:
- نوعی از خلاقیت وجود دارد که فقط در دنیای درونی و شخصی افراد قابلتعریف است و نمود بیرونی ندارد.
- نوعی از خلاقیت وجود دارد که به کمک آن، فرد ایدهها و راهکارهایی برای حل مساله تولید میکند. این برای خودش و اطرافیانش مفید و مناسب است.
- نوعی از خلاقیت وجود دارد که در رشته و حیطه تخصصی افراد وجود دارد. یعنی شاید فرد خلاق درباره مسائلی خارج از تخصصش خلاق نباشد اما در زمینه رشته خودش بسیار نوآور محسوب میشود.
- نوعی از خلاقیت وجود دارد که بنا به آن، امکان تولید ایدههایی درخشان برای رفع مشکلاتی بزرگ از بشریت در قالب اختراعات و اکتشافات وجود دارد.
برای خلاقشدن به چه چیزهایی نیاز است؟
با مطالعاتی که درباره خلاقیت در روانشناسی صورت گرفته است، مشخص شده که افراد خلاق دارای ویژگیهایی هستند. مثلا موارد زیر را در رفتارهای آنها میتوان پیدا کرد:
انرژی
افراد خلاق هم انرژی جسمانی زیادی دارند و هم انرژی روانی بالایی در آنها وجود دارد. این دسته از افراد تمایل دارند تا زمان زیادی را به فکرکردن اختصاص بدهند.
هوش
دانشمندان معتقدند که هوش نقش بسیار مهمی در خلاقشدن دارد. تحقیقات نشان میدهد که خلاقبودن نیاز به ضریب هوشی بالایی دارد. اما لزوما افرادی که ضریب هوشی بالایی دارند، خلاق نیستند. به تفاوت این دو دقت کنید. افراد باهوش و خلاق به مسائل مختلف از دریچه متفاوتی نسبت به دیگران نگاه میکنند. نگاه آنها لزوما پیچیده و عجیب نیست بلکه گاهی میتوانند سادگی پنهان در موضوعات را کشف کنند.
تلفیق نظم و بازیگوشی
افراد خلاق هم بازیگوش هستند و هم به موقع منظم. در واقع، آنها مانند شکارچیان باهوشی هستند که وقتی صید خود را انتخاب کردند با نظمی دقیق به سمت شکارش میروند. تلفیق این دو ویژگی است که میتواند فرایند خلاقیت را در ذهن یک فرد ممکن کند.
احتمالا با این اوصاف با خود فکر میکنید که خلاقیت امری ذاتی است و نمیتوان آن را در خود تقویت کرد. اما اینطور نیست. در واقع، راهکارهایی وجود دارد که به شما کمک میکند تا خلاقتر شوید. به کمک تکنیکها و تمرین هم میتوان به خلاقیت دست پیدا کرد.
مطالعات خلاقیت در روانشناسی چگونه است؟
روانشناسان در همکاری با عصبشناسان میتوانند پرده از راز خلاقیت در مغز انسانها بردارند. جالب است، نه؟ عصبشناسان مغز را مطالعه میکنند و با گزارشهایی که از مغز در حالات روانی مختلف ارائه میکنند، امکان تحلیل وضعیت را به روانشناسان میدهند. علاوه بر اینکه میزان ضریب هوشی و مسائل درونی مغز در مطالعات روانشناسی برای کشف بهتر خلاقیت اهمیت دارد، روانشناسان روی ابعاد خاصی از این موضوع هم تاکید میکنند:
- روانشناسان بررسی میکنند که طی چه فرایندی خلاقیت به وقوع میپیوندد.
- راونشناسان بررسی میکنند که نتیجه افکار خلاقانه یک فرد چه میتواند باشد.
- روانشناسان شخصیت افراد خلاق را بهدقت زیر ذرهبین میگذارند.
- روانشناسان اثرات محیط بر خلاقشدن افراد را در نظر میگیرند.
چطور خلاق شوید؟
روشهایی وجود دارد که به شما کمک میکند تا خلاقتر شوید. مثلا موارد زیر را در نظر بگیرید و با تمرین آنها تلاش کنید تا دریچههای خلاقیت را به سوی ذهنتان باز کنید:
- تعصبها را کنار بگذارید و به هر موضوعی با دیدی باز نگاه کنید. اجازه بدهید که ایدههای مختلف افراد گوناگون در ذهنتان حلاجی شوند. تعصبها را دور بریزید.
- هیچگاه در حل یک مساله فقط به یک راهحل اکتفا نکنید. مغزتان را به ایدهپردازی پرتعداد عادت بدهید.
- تواناییهایتان را گسترش بدهید تا راه خلاقیت هم در ذهنتان باز باشد. کسی که هیچ چیزی در دست ندارد، نمیتواند انتظار داشته باشد که خلاقانه رفتار و فکر کند. باید توانمندیهایتان را افزایش بدهید تا امکان تولید ایدههای نو و تازه برایتان به وجود بیاید.
در آخر
پس همانطور که دیدید خلاقیت دارای ابعاد گوناگونی است. مطالعات بسیار زیادی درباره آن باقی مانده تا روانشناسان متوجه شوند که دقیقا چه چیزی منجر به تولید اثر یا فکری خلاقانه و بهطور کلی خلاقیت میشود. به تعداد انسانهای روی کره زمین، پرونده برای بررسی عملکرد مغز وجود دارد. پس هیچگاه درباره مغز و روان انسانها نمیتوان بهطور قطعی اظهارنظر کرد. مادامی که به یک نتیجهگیری کلی در اینباره دست پیدا میکنید، امکان دارد که فردی پیدا شود و تمام نظریهها و فرضیهها را زیر و رو کند و نتایج تازهای را به نمایش بگذارد. شما با تلاش برای خلاقانه اندیشیدن به دستاوردهای مطلوبی در زندگی دست پیدا خواهید کرد. شاید مخترع یا مکتشف نشوید اما میتوانید برای مشکلات و مسائل زندگی خودتان خلاقانهتر تصمیمگیری نمایید و خوشحالتر، راضیتر و بهرهورتر شوید.
برگرفته از: https://www.verywellmind.com و https://www.inc.com

دیدگاهها (0)