
درباره سلامت روان انسانها حرف و سخن زیاد به میان میآید. در سالهای اخیر، میزان استقبال از رواندرمانی و مراجعه به مشاوران بسیار بیشتر از گذشتهها شده است و افراد به تراپی یا مشاوره با کارشناسان روانشناسی بیشتر از گذشتهها اعتقاد پیدا کردهاند اما هنوز هم استیگما یا برچسبزدن به افرادی که به این موضوع اهمیت میدهند در جریان است.
یعنی هنوز هم بخشی از اجتماع هستند که فکر میکنند، مراجعه به روانشناس و استفاده از خدمات تراپی به معنای مجنونبودن است. این دید اشتباه باید از میان برداشته شود. اگر همه بدانند که تراپی چیست و چه نتایجی دارد، برچسبزدنها هم فراموش خواهند شد.
بخشی از این تصور که افراد دیوانه به روانشناسان مراجعه میکنند، نتایج سوتفاهمهایی است که ارائه تصویر نادرست فیلمها و سریالها از جلسات تراپی به مردم القا میکند. اما دید اشتباه باید تغییر کند و همه باید بدانند که تراپی چیست و چطور میتواند در بهبود مسیر زندگیشان به آنها کمک کند. تصویرهای اشتباه و تصورات نادرست عموم از تراپی را در ادامه دنبال خواهیم کرد:
۱. مراجعهکنندگان برای تراپی و مشاوره، ضعیف یا دیوانهاند

مراجعهکنندگان به روانشناسان و مشاوران نهتنها ضعیف نیستند بلکه فرهنگ بسیار بالایی دارند و میدانند که برای توسعه فردی و اجتماعی خود نیاز به مشورتگرفتن از کسانی دارند که روان انسانها را مطالعه میکنند و از زوایای دقیقتری امور مرتبط به سلامت روان و ذهن را بررسی مینمایند.
موضوعات مورد بررسی در جلسات تراپی چیست و درباره چه چیزهایی در آنها بحث میشود؟ در این جلسات از مباحث مختلف زندگی صحبت به میان میآید. یعنی افراد برای بررسی مشکلاتشان در خصوص روابط، ترسهای درونی خود، عزتنفس، مشکلات در محیط کاری، مقابله با استرس، اضطراب و عناوین مختلف دیگر به جلسات تراپی میروند.
یکی از کارهایی که میتواند باعث تغییر دیدگاه عموم نسبت به فردی شود که به جلسات تراپی میرود، استفاده از عنوان «مراجع» به جای «بیمار» است. پس باید قبول کرد که مراجعان به مشاوران روانشناسی لزوما درگیر جنون و مشکلات روانی عجیبوغریب نیستند.
۲.جلسات تراپی مانند فیلمها نیست
صحنهآرایی جلسات تراپی در بیشتر فیلمها چگونه است و چه چیزی بیش از همه دیده میشود؟ معمولا در فیلمها به ویژه فیلمهای خارجی، شاهد روانشناسی هستیم که پشت یک میز مجلل نشسته و فردی که روی تختی دراز کشیده و در حال تعریف مشکلات روانیاش برای روانشناس است. این تصویر کلیشهای و اشتباه نمیتواند مصداق تمامی جلسات متنوع تراپی باشد و باعث شکلگیری پیشفرضهایی اشتباه در ذهن عوام میشود.
ضمن اینکه در روانشناسی معمولا چنین موقعیتی برای برگزاری جلسات مشاوره توصیه نمیشود. چون در این حالت، ارتباط موثر کمتری میان متخصص و مراجع بهوجود میآید. مقوله برگزاری جلسه تراپی بسیار مهم است و معمولا روانشناسان روی مبلی راحت در کنار مراجع خود مینشینند و در فضایی دوستانه و راحت با او شروع به گفتوگو میکنند.
۳. مشاوران دوستان صمیمی و نزدیک مراجعان نیستند
از اشتباهات بزرگ دیگری که داستانها و فیلمها در جانگرفتن آن درباره روانشناسی و تراپی در میان مردم نقش داشتهاند، دوستی میان روانشناسان و مراجعان است. در بسیاری از فیلمها و کتابها، شاهد این هستیم که فردی به یک تراپیست مراجعه میکند و از او میخواهد که با پرداخت هزینهای، همیشه در تصمیمگیریها کنارش باشد و در واقع، بهنوعی تراپیستها را شبیه مدیربرنامه روح و روان افراد نشان میدهند. چنین چیزی غلط است.
اصلا در مرامنامه و اصول اخلاقی روانشناسان چنین چیزی وجود ندارد. یعنی مشاوران اصلا حق ندارند که رابطهشان با مراجعان خود را از حدی متعارف بیشتر کنند. اطلاعات تماس مراجعان هم در حد تلفن، ایمیل و پیام است. برقراری رابطه دوستانه نزدیک با مراجعان کار درستی نیست.
۴. جلسات تراپی چیست ؟ گفتوگوهای کلامی و دیگر هیچ
جلسات تراپی چطور انجام میشود؟ آیا فقط با فرایندی منفعل روبهرو هستیم؟ خیر.این تفکر هم اشتباه است. جلسات تراپی حالتی فعال هم دارند و در آنها مراجع و مشاور با هم در ارتباط و گفتوگو قرار میگیرند. واقعیت این است که در روشهای تازه و مدلهای جدید مشاوره، تراپی مسیری پویا دارد که در آن، مراجع و متخصص با هم به تعریف مساله میپردازند و بعد سعی میکنند با واکاوی هر موضوعی به هدفگذاری و اقدامات لازم مشغول شوند.
ضمن اینکه روند تغییرات از سوی هر دو تحتنظر قرار دارد تا دسترسی به اهداف موردنظر مقدور شود. دربسیاری از جلسات مشاوره به مراجعان تکالیف و وظایفی هم داده میشود تا در جریانی پویا به بهبود موقعیتشان کمک شود.
۵. روانشناسان برای تمام مشکلات راهکارهای ۱۰۰درصد عملی در آستین دارند

برخی معتقدند که روانشناسان میتوانند معجزه کنند و به همین خاطر در بیشتر موارد، زمانی که چند جلسه مشاوره را پشت سر میگذارند و نتیجه مطلوبی نمیگیرند، احساس میکنند که ضربه خوردهاند، زمان و هزینهای را به باد دادهاند و در پاسخ به این سوال که روانشناسی و تراپی چیست بهسرعت میگویند: هیچ به جز اتلاف انرژی. چنین دیدگاهی غلط است. جلسات تراپی معجزه نمیکنند.
آنها زمانی مفید واقع میشوند که ارتباطی صحیح میان مراجع و مشاور شکل بگیرد. ارتباطی که نتیجه صداقت و درست ابرازکردن مشکل مراجع با مشاور و تلاش مشاور برای درک بهتر ابعاد مساله است. برخی از افراد با روانشناسان تعارف دارند و تمام حقایق را بهدرستی بازگو نمیکنند. در این صورت، نباید انتظار داشت که نتایج مناسبی هم شکل بگیرد. روانشناسی فرمولهایی از پیش تعیینشده و قرص و آمپولی برای معجزهکردن ندارد.
۶. روانشناسان ریشه همه مشکلات افراد را در کودکیشان میبینند
کلیشهها درباره جلسات تراپی چیست و این جلسات چطور میان ذهن عموم جا افتادهاند؟ کلیشهها از فیلمها و جوکهای رایج در جامعه وارد ذهن افراد میشود و دیدگاهشان را نسبت به یک موضوع دستکاری میکند. برای مثال، دقت کردهاید که افراد بهشوخی دلیل هر عیب و اشکالشان را اینطور مطرح میکنند: ریشه در کودکیهایم دارد؟
روانشناسی یعنی مطالعه دقیق روان افراد از زوایای گوناگون. پس اینطور نیست که مشاوران خبره در پی اعلامکردن همه تقصیرها به گردن کودکی، تربیت و شرایط باشند. آنها دقیق و درست هر فرد را مطالعه میکنند و به کمک او به واکاوی روانش میروند.
۷. رواندرمانگرها دارو تجویز میکنند
رواندرمانگرها طیف وسیعی از متخصصانی را شامل میشوند که خدمات مشاوره به افراد ارائه میدهند. اما نباید آنها را با روانپزشکها اشتباه گرفت. روانپزشکها درس پزشکی خوانده و بعد در مراحل بعدی به گرایش روانپزشکی روی آوردهاند. آنها میتوانند دارو تجویز کنند اما گروههایی که نام برده شد، این کار را نمیکنند.
پس دقت کنید که روانشناس و مشاور یا بهطور کلی، رواندرمانگرها را با روانپزشکان اشتباه نگیرید. این شناخت میتواند در انتخاب متخصص مناسب برای رفع مشکلاتتان هم راهگشا باشد.
۸. دو یا سه جلسه مشاوره کافی است
اگر بنا باشد که فردی با مشاور در ارتباطی درست و موثر قرار بگیرد باید دستکم در هر بار مراجعه خود حدود ۵۰ تا ۶۰ دقیقه در جلسه باشد و این جلسات را بنا به موقعیت و شرایطش با روانشناس ادامه بدهد.
جلسه تراپی چیست و چقدر زمان میبرد؟ جلسه تراپی جلسهای برای بررسی مشکلی ورای مشکلات جسمانی است و مانند جلسات فیزیوتراپی نمیتوان برای آنها تعداد مشخص کرد.
باید در نظر داشت که گاهی میان مراجع و مشاورش ارتباطی مناسب صورت نمیگیرد. بدیهی است که متخصصان دنیای روان در این مواقع، اصراری بر تداوم جلسات ندارند و با در نظرگرفتن صلاح بیمار راهکارهای دیگر و افراد جدیدی را برای مشاوره به آنها معرفی میکنند.
۹. شخصیت تا ۵ سالگی شکل میگیرد و بعد راهی برای تغییر نیست

برخی بهغلط از زبان روانشناسان میگویند که شخصیت هر فرد تا ۵ سالگی شکل میگیرد و کامل میشود. این هم از آن افسانههای اشتباهی است که باید درباره تراپی و روانشناسی دور انداخت. دانشمندان حوزه اعصاب دریافتهاند که مغز از انعطافپذیری بالایی برخوردار است. مشاهده و مطالعه مغز انسان نشان داده که امکان ارتقای وضعیت مغز وجود دارد. مثلا مدیتیشن تغییرات مثبتی روی مغز ایجاد میکند.
اینها نشان میدهند که همیشه امکان تغییر موجود است و تواناییهای مغزی قابلیت ارتقا دارند، برای همین شخصیت هم تا ۵ سالگی شکل نمیگیرد و همانطور ثابت باقی نمیماند. برخی روشهای درمانی میتوانند موجبات تشکیل مسیرهای عصبی تازهای را مهیا کنند که باعث میشوند تا رفتارها و افکار انسانها تغییر کند. این تغییرات موجب میشوند که شخصیت هم در طول عمر دستخوش تغییراتی شود.
۱۰. بعد از جلسه مشاوره حتما حالتان بهتر خواهد شد
درکتان از اثرگذاری جلسات تراپی چیست و فکر میکنید که چقدر طول میکشد تا افراد نتیجه مثبت جلسات مشاوره را ببینند؟ برخی فکر میکنند که بعد از خروج از این جلسات باید احساس خوبی داشته باشید. لزوما اینطور نیست. مشاور مکانیک نیست و انسانها هم ماشین نیستند.
برای یافتن مشکلات مراجعان و بررسی ریشهها و رسیدن به راهکاری جهت بهبود وضعیت به زمان نیاز است. گاهی در خلال جلسات، امکان دارد که مراجع به هم بریزد و احساسات ناخوشایندی هم پیدا کند. شکافتن ابعاد گوناگون یک مساله با واکنشهای مختلفی همراه است. پس نباید انتظار داشت که جلسات مشاوره حکم قرص مسکن را بازی کنند.
شما تجربه مراجعه به مشاوره را داشتهاید؟ دیدگاهتان نسبت به جلسات تراپی چیست و آیا هیچیک از افسانههایی که در بالا مطرح شد در ذهنتان وجود داشته یا دارند؟
برگرفته از: https://www.psychologytoday.com
من فک میکنم که به مشاوره نیاز دارم، دقیقا نمیدونم مشکلم چیه برای همین حس میکنم بهتره برای پیدا کردن مشکلم و حلش حتما مراجعه کنم اما فک میکنم میترسم. اول اینکه پدرم سعی میکنه طوری رفتار کنه که نشون بده هر مشکلی داشته باشم میتونه اون حل کنه، که البته اصلا نمیشه باهاش راحت بود. دوم اینکه خیلی از نظر مالی بهش نگاه میکنم و دلم نمیخواد پولی رو صرف این کار کنم چون اصلا هیچوقت از اطراف کسی رو ندیدم یل نشنیدم که بره برای همین یه حس غریبی باهاش دارم. از طرفی همیشه به این فک میکنم شاید بتونم خودم مشکلمو حل کنم، اما چند ماهه حل نشده بدتر هم شده. حالم بالا پایین میشه اما در کل نسبت به ۲،۳ ماه پیش خیلی اوضام بهم ریخته. نمیدونم باید چیکار کنم
سلام. لطفا با شماره واتساپ پشتیبانی سایت هماهنگ کنید برای تنظیم وقت مشاور
سلام محمد عزیز
من درگیر مشکلات بزرگ و کوچکی شدم که چندین سال جسم و روح من رو آزار میداد
نهایتا به روانشناس بالینی مراجعه کردم
تنها بخش اشتباه من این بود که چرا دیر رفتم!
تردید نکن مشاوره گرفتن اصلا بد نیست حتی اگه خوب هستی برای بهتر شدن هم میتونی مشاوره بگیری