
بسیاری از ما در جاده زندگی دچار گمشدنها و حوادثی شدهایم که به ناچار آنها را پذیرفتهایم. اگر کمی فکر کنید، حتماً برای شما پیش آمده است که بخش زیادی از یک خاطره مهم از ذهن شما کاملاً پاک شده باشد و هرچه بیشتر سعی در به یادآوری آن داشتید، کمتر موفق شدید. یا اینکه برای به یادآوردن خاطرهای تلخ که مدتها با یادآوری آن غمگین میشدید تلاش کرده باشید. اما بخش اعظم و اصلی آن خاطره در هزارتوی ذهنتان گم شده و به فراموشی سپرده شده باشد. این اتفاق توسط مکانیسم دفاعی واپسرانی ذهن اتفاق میافتد. در این مقاله از های اکسپرت قصد داریم به علت به وجود آمدن چنین مسائلی در ذهن بپردازیم و مکانیسم دفاعی واپسرانی که یکی از مکانیسمهای دفاعی اصلی ذهن محسوب میشود را معرفی کنیم.
مکانیسم دفاعی واپسرانی چیست؟
مکانیسمهای دفاعی نخستین بار توسط زیگموند فروید کشف و معرفی شدند. این مکانیسمها که به طور خودآگاه یا ناخودآگاه عمل میکنند، معمولاً برای خلاص شدن ذهن از احساسات و افکار منفی و استرسزا کاربرد دارند. از نظر فروید، مکانیسم واپسرانی به این دلیل که بر تمام مکانیسم های دفاعی تاثیرگذار است، اصلیترین مکانیسم دفاعی محسوب میشود.
واپسرانی یکی از مکانیسمهای دفاعی ناخودآگاه ذهن است. این مکانیسم با حذف و پنهان کردن خاطرات ناخوشایند به ما در پذیرش و کنار آمدن با آن اتفاقات کمک بزرگی میکند. همچنین مکانیسم واپسرانی در از یاد بردن انگیزهها و احساسات تلخ نقش دارد. گرچه گاهی این فراموشی برای انسانها بسیار ناخوشایند است و به عقیده فروید واپسرانی میتواند به پریشانی روانی منجر شود.

آیا ممکن است مکانیسم دفاعی واپسرانی خاطرات و افکاری که بد نیستند را پاک کند؟
ممکن است با خود بگوییم خاطراتی که فراموش کردهایم برای ما ناخوشایند نبودهاند و عمیقاً نیاز داشته باشیم که به آنها فکر کنیم. بهتر است بدانید که ذهن ما قدرتی باورنکردنی در تشخیص خاطرات بد و خوب دارد. درصورتی که خاطراتی حذف شده باشند، شک نکنید که به طور ناخودآگاه با هر بار یادآوری آن خاطرات دچار استرس یا ناراحتی میشدیم. در نتیجه هورمونهای مربوط به این احساسات در خون ما ترشح میشدند. سپس ذهن ما دقیقاً به همین دلیل آن خاطرات را از دسترس ما خارج کرده است.
باید بدانید که ذهن ما مانند یک آنتیویروس خودکار قوی عمل میکند که بهراحتی انگیزهها و احساسات بد و خوب را تشخیص میدهد. سپس هر یک از آنها که به صلاح ما نیستند و سلامت جسم و روان ما را تحت تأثیر قرار میدهند را بهعنوان افکار غیر قبول شناخته و ممکن است آنها را پنهان کنند.
تفاوت مکانیسم دفاعی واپسرانی با سرکوب
سرکوب نیز مانند مکانیسم دفاعی واپسرانی یکی دیگر از مکانیسمهای دفاعی ذهن محسوب میشود. با این تفاوت که در سرکوب، ما با استفاده از بخش خودآگاه ذهن و به خواست خود سعی در پسزدن خاطرات بد و ناخوشایند به اعماق ذهن میکنیم. سپس این کار را آنقدر تکرار میکنیم که دیگر دست خودمان هم به آن خاطره نرسد. در واقع تفاوت میان واپس رانی و سرکوب در مکانیسم عمل آنهاست. به این شکل که واپسرانی از ذهن ناهوشیار(ناخودآگاه) و مکانیسم سرکوب از ذهن هوشیار سرچشمه میگیرد.
ذهن ناخودآگاه چیست؟
فروید عقیده داشت که ذهن انسان مانند یک کوه یخ شناور در اقیانوس است. بخشی از آن کوه یخ که پیداست و ما میتوانیم به آن دسترسی داشته باشیم، ذهن خودآگاه یا هوشیار نامیده میشود. بخش دیگری که قسمتی از بخش بیرون از آب و قسمت بیشتری از بخش فرورفته در آب را در برمیگیرد، ذهن نیمه آگاه یا نیمه هوشیار است. در نهایت فروید عمیقترین قسمت کوه یخ که بخش بزرگی از آن را نیز تشکیل میدهد و به کلی زیر آب قرار دارد را به ذهن ناهوشیار یا ناخودآگاه تشبیه کرد که دسترسی به آن بسیار دشوار است.

آثار ذهن ناخودآگاه بر روان
گاهی مکانیسم دفاعی واپسرانی توسط ذهن ناخودآگاه، درست زمانی اتفاق میافتد که ما با جسم و روان خود به شدت درگیر عواقب و صدمات آن اتفاق ناگوار هستیم. در نتیجه اگر بخواهیم به آن اتفاق فکر کنیم ممکن است متوجه شویم بخشهای اصلی و بزرگی از آن جریان کاملاً از ذهن ما پاک شدهاند. ممکن است منجر به پریشانی و آشوب در حال ما شوند.
آیا امکان بازیابی خاطرات ازدسترفته وجود دارد؟
گاهی برخی افراد با فکرکردن مداوم به بخش واپسرانی شده خاطرات خود, تلاش میکنند که آن را با یاد بیاورند. این اتفاق ممکن است باعث شود که بخشهای کوچک یا نامفهومی از آن خاطرات بازگردانده شوند. اما درعینحال با تاثیر بر بخشهای مختلف ذهن اغلب باعث فراموششدن خاطرات دیگری که غالبا مثبت هستند، خواهد شد.
چگونه میتوان به افکار واپسرانی شده دسترسی پیدا کرد؟
فروید معتقد بود که گاهی نشانههایی از خاطرات و احساسات واپسرانی شده وجود دارند. ما با پیگیری این نشانهها یا با کمکگرفتن از متخصص میتوانیم از این بخشهای واپسرانی شده عقدهگشایی کنیم.
رؤیاها
به عقیده فروید رویاها ممکن است سرنخهای خوب و بارزی از خاطرات واپسرانی شده بدهند. برای مثال ممکن است در خواب بخشی از حادثهای که برایمان اتفاق افتاده است را ببینیم.
لغزشهای زبانی
لغزش زبانی به اشتباهاتی ناخودآگاه در گفتار اطلاق میشود که عموماً ذهن مسئول اتفاق افتادن آن است. برای مثال ممکن است بهجای شریک عاطفی خود اسم فرد دیگری از آشناهایمان را به زبان بیاوریم. این اتفاق احتمالا باید نشاندهنده احساس خاص ما به آن فرد باشد که توسط ذهنمان به سرعت واپسرانی شده است.

عقده ادیپ
این عقده در سنین کودکی پیش میآید و درست زمانی اتفاق میافتد که کودک احساسات خاص خود به والد جنس مخالف را با ترس از عواقب آن به ناخودآگاه واپسرانی میکند. بهدنبال آن ممکن است این واپسرانی باعث شده باشد که آن فرد برای همیشه از والد همجنس خود خشمگین باشد. در نتیجه دلیل احساس ناخوشایند و بیدلیل به پدر یا مادر ممکن است در عقده ادیپ پنهان شده باشد.
فوبیها و ترسها
وقتی خاطرات و احساساتی واپسرانی میشوند ممکن است عواقب ناشی از آنها تا مدت زیادی با ما همراه باشند. برای مثال افرادی ممکن است به شدت از شناکردن بترسند و هیچ دلیل خاصی برای ترس خود پیدا نکنند.
در این موارد حدس ما این است که شاید این افراد در سنین پایینتر تجربه ناخوشایندی مثل قرارگرفتن در شرایطی شبیه به غرق شدن داشته باشند. در نتیجه به دلیل واپسرانی شدن و ناتوانی در به یادآوری آن، ترس خود را بیدلیل بپندارند.
روانکاوی
روانکاوی به شاخهای از علم رواندرمانی گفته میشود که در آن روانشناس، آسیبشناسی را از زمان کودکی فرد تا زمان حال ادامه میدهد. در واقع برای یافتن ریشه برخی از ناهنجاریهای روانی، از خاطرات کودکی فرد کمک میگیرد. در این شرایط درمانجو با مرور خاطرات و پاسخ به سؤالات روانکاو میتواند به بخشهای مهمی از خاطرات پنهان شده توسط مکانیسم دفاعی واپسرانی یا واپس رانی شده در ذهن خود دست یابد.

مشکلات بازیابی خاطرات واپسرانی شده
برخی از محققان بارها به این نتیجه رسیدهاند که ذهن ما این توانایی را دارد که خاطرات دروغین بسازد. سپس آنها را مانند خاطرات واقعی به باور فرد برساند. در نتیجه این امکان نیز وجود دارد که برخی از خاطرات که با بازیابی در ذهن ما شکل میگیرند، در هیچ حقیقت و اتفاقی ریشه نداشته باشند.
بهترین روش دستیابی به ناخودآگاه
تصور کنید که ناهوشیار ما خاطراتی را در قسمتی از ذهن قرار داده است. سپس برای اینکه نتوانیم به آن بخش دسترسی داشته باشیم، از رمزگذاری استفاده کرده است. با این تصور بهتر متوجه خواهید شد که دلیل عدم توانایی در دسترسی به اینگونه خاطرات چیست. با اینحال درصورتیکه مکانیسم دفاعی واپسرانی با حذف خاطرات آثار بدی بر جای گذاشته باشند، استفاده از روانکاوی یکی از بهترین روشها است. روانکاوی بهعنوان یک لباس غواصی امن، ما را در رسیدن به اعماق اقیانوس و دسترسی به انتهاییترین نقاط کوه یخی ذهن یاری خواهد داد.
دیدگاهها (0)