
روان پویشی (psychodynamic) یکی از روشهای درمانی است که میتواند با بررسی گذشته هر فرد به درمان و رفع مشکلات فعلیاش کمک کند. این روش از جمله روشهایی است که ریشه در روانشناسی فروید دارد. در طول جلسات درمانی با این روش، بیمار با عواطف و احساساتی در خود روبهرو میشود که سرکوب گشتهاند. در واقع، هدف این است که با کشف ضمیر ناخودآگاه فرد به تعریف دقیقتری از مسائلش رسیده شود و با بیان مساله، امکان حل آن بهوجود بیاید. از این روش میتوان برای درمان افسردگی هم بهره برد. در این مقاله از روان پویشی برای درمان افسردگی بیشتر خواهیم گفت. با ما همراهی کنید.
روش روان پویشی در مقابل روشهای دیگر رواندرمانی برای مبارزه با افسردگی

روان پویشی از معدود روشهایی است که برای درمان افسردگی به کار میآید و با محوریت گفتوگو پیش میرود. اما تفاوت آن با روشهای دیگر رواندرمانی چیست؟
روشهای درمانی دیگر معمولا روی زمان حال تمرکز میکنند تا مشکلات بیمار را کشف نمایند اما روان پویشی در تلاش است تا با کاوشی در گذشته افراد، راههایی برای نجاتشان در زمان حال پیدا کند. در واقع، نوعی از درمان با تمرکز بر گذشتههای افراد است.
برای نمونه، روشهای دیگری مانند رواندرمانی شناختی در تلاش هستند تا با تغییر الگوهای فکری و رفتاری افراد دست به تغییر زندگیشان بزنند. روانشناسان در بهکارگیری چنین روشهایی معتقدند که ریشه مشکلات روان و روح در شیوه اندیشه و رفتار است. برای همین دست به تغییراتی در این زمینهها میزنند.
چنین روشهایی معمولا در بازه زمانی محدود انجام میشوند. برای نمونه، حدود چندماه طول میکشند و کاری به گذشته افراد ندارند. اما رویکرد روش روان پویشی متفاوت است و مدت زمان بیشتری هم طول میکشد تا به نتیجه مطلوب برسد. متخصصان این روش میکوشند تا ردپای گذشته را در مشکلات امروزی فرد کشف کنند. در روانپویشی ارتباط میان روانشناس و بیمار هم بسیار مهم است.
روند و روش در روان پویشی چیست و چطور پیش میرود؟
روند درمان به کمک روش روان پویشی چیست؟ چطور این راهکار به درمان افسردگی میانجامد؟ ماجرا به این شکل است:
بحث و گفتوگو
در این روش، بیمار و متخصص با الگو و در چارچوبی خاص بحث و گفتوگو نمیکنند. جلسه معاشرت این دو به شکلی ساختارنیافته و آزاد پیش میرود. در واقع، فرد آزادانه از هر چیزی صحبت میکند که دوست دارد و روانشناس بهطور غیرمستقیم به او جهت میدهد.
دیگر خبری از آن مبلهای معروفی نیست که در فیلمها نشان میدهند و بیمار در هنگام گفتوگو با روانشناس رویشان دراز میکشد و شروع به گفتن از مشکلاتش میکند. در روان پویشی، بیمار و روانشناس در کنار هم مینشینند و گفتوگو میکنند؛ بیمار میتواند از هرآنچه در ذهن دارد برای متخصص بگوید.
ملاقات هفتگی
تعداد جلسات گفتوگو میان بیمار و متخصص در روان پویشی معمولا هفتهای یکبار است. اما این رقم میتواند بیشتر هم باشد. بستگی به متخصص و مشکلی که هر بیمار دارد، مدت زمان درمان با این روش میتواند ماهها و حتی سالها هم به طول بیانجامد.
روانشناسانی که از روش روان پویشی بهره میبرند، در تلاش هستند که با کشف الگوهای رفتاری و روانی افراد در گذشته به این نتیجه برسند که مشکلاتشان از کجا آب میخورد.
صحبتکردن آزادانه
در روان پویشی روانشناس و متخصص اصلا وارد روند صحبتکردن بیمار نمیشود و مداخلهای در حرفهایش ندارد. درست است که متخصص به مسیر و روند درمان جهت میدهد اما دست بیمار را در حرفزدن آزادانه درباره زندگیاش کاملا باز میگذارد.
هرچقدر که بیمار آزادتر و رهاتر شروع به صحبتکردن درباره زندگیاش کند، ارتباط موثرتری با درمانگر خود پیدا خواهد کرد و این به درمان بهتر و سریعتر کمک شایانی میکند.
کشف احساسات
کشف احساسات در روان پویشی بسیار مهم است. بیمار در این مسیر به عواطف و احساسات گذشتهاش رجوع میکند و سعی دارد که آنها را کشف کند. با کنکاش در گذشتهها، مشخص میشود که احساسات و رویدادهای قدیمی چطور بهطور ناخودآگاه روی روان هرکس اثر میگذارند و زندگیاش را به راهها و جادههای مختلف میکشانند.
روش روان پویشی برای چه کسانی مناسبتر است؟
اما اجازه بدهید بگوییم که روان پویشی برای چه کسانی بهتر جواب میدهد. افراد زیر بهترین کاندیداها برای ورود به مسیر درمان روان پویشی هستند:
کسانی که نسبت به درمان افسردگی مقاومت دارند
روانپویشی در تلاش است که گذشته هر فرد را کشف کند و نقش آن را در رسیدن به درمان در نظر بگیرد. برای همین میتواند راهگشای درمان افسردگی برای کسانی باشد که از روشهای دیگر جوابی نگرفتهاند یا بعد از مدتی دوباره دچار افسردگی شدهاند.
کسانی که دوران کودکی سختی داشتهاند
در روانپویشی سفری به گذشته افراد میشود. بخش مهمی از گذشته هر فرد مخصوص به کودکیاش است. بسیاری از مشکلات روان همه ما ریشه در کودکیهایمان دارد. کسانی که کودکی سخت و پرمسالهای داشتهاند، با روش روان پویشی میتوانند ریشه افسردگیها و مشکلاتشان را بهتر متوجه شوند.
کسانی که افکاری منفی دارند
کسانی که افکار منفی دارند هم در دسته افراد مستعد برای استفاده از روش روان پویشی قرار میگیرند. چنین اشخاصی رویکردهایی بدبینانه نسبت به دنیا پیدا کردهاند و با کندوکاو در گذشتهشان میتوان متوجه شد که علت چنین نگاه تیرهای به دنیا در چیست.
البته در مقابل، گروهی هم هستند که این روش برایشان چندان مناسب به نظر نمیرسد. برای مثال، کسانی که از طولانیشدن جلسات مشاورهشان استقبال نمیکنند یا دوست ندارند که به گذشتههای زندگیشان رجوع کنند. این افراد باید به دنبال روشهای دیگری برای درمان افسردگیهایشان باشند.
سخن آخر درباره روان پویشی

روشهای درمانی برای افسردگی متنوع و پرتعداد هستند. باید ببینید که کدام مورد برایتان مناسبتر است و راحتتر با آن کنار میآیید. هیچ روشی بر دیگری اولویت ندارد و این شرایط و سلیقه شماست که میتواند در تعیین مناسبترین روش برایتان کارساز و موثر واقع شود. پس همیشه با توجه به روند هر روش، ببینید که برایتان مناسب است یا خیر.
روان پویشی هم میتواند از نقطهنظر نگاه به گذشته به شما در درمان مشکلات افسردگیتان کمک کند. چنین چیزی برای کسانی که مشکلی را از گذشتهها تا زمان حال به دوش میکشند، بسیار مناسب خواهد بود. نظر شما درباره این روش چیست؟ از آن خوشتان آمد؟ آن را راه مناسبی برای درمان افسردگی میدانید؟
برگرفته از: https://www.verywellmind.com
دیدگاهها (0)